کافه مشکی پوش

March 12، 2011

یاد اون روزی می افتم که منو تو باهم از خونه اومدیم بیرون با اینکه خسته بودی منتظر ماشین مونیدم ،جاده چوشل واقعا زیباست.
در 14:21

0 BANG:

ارسال يک نظر

پیام جدیدتر پیام قدیمی تر صفحه اصلی
اشتراک در: نظرات پيام (Atom)

بايگانی وبلاگ

  • ▼  2011 (7)
    • ▼  Mar 2011 (7)
      • یک پروسه تقریبی ست پروسه کافه مشکی پوش که باید اهل...
      • به سلامتی مرخصی منو امضاء کرد آقای دکتر… از جهنمی ...
      • خود خود احساس... رضا صادقی...
      • یاد اون روزی می افتم که منو تو باهم از خونه اومدیم...
      • این حروم زاده اعصابمو بهم ریخته ،بعد عید براش برنا...
      • رضا صادقی شلوغش کرده،اول فکر می کردم یکی میشه مث ا...
      • اگر اینجا بود و با من بحث می کرد اینقدر کونم نمی س...
  • ◄  2007 (1)
    • ◄  Mar 2007 (1)
      • به نظر خودت کار خوبی کردی،خدا هم نمی تونه نظرتو بر...
  • ◄  2004 (1)
    • ◄  Mar 2004 (1)
      • شروع مینیمال نویسی

اشتراک در

پیامها
Atom
پیامها
نظرات
Atom
نظرات
ایجاد شده توسط Blogger.